جلال الدين الرومي
327
فيه ما فيه ( فارسى )
اطلاع از احوال او رجوع كنيد به : رساله فريدون سپهسالار . ص 14 ، 141 ، ولدنامه ، ص 63 - 112 و نفحات الانس جامى ، مناقب افلاكى ، رساله نگارنده در تحقيق احوال مولانا ص 100 - 111 . ( 213 ) ص 112 ، س 1 ، ابن چاوش : ظاهرا وى همان نجم الدّين بن خرّمچاوش باشد كه مولانا در يكى از مكاتيب خود وى را « فرزند عزيز » خوانده و شفاعت مىكند تا از جرم او درگذرند ، مكتوبات مولانا ، ص 17 و چنانكه از همين فصل برمىآيد ابن چاوش از مريدان مولانا ولى از جمله كسانى بوده است كه در صلاح الدّين زبان وقيعت دراز كرده و بر صلاحيت او براى خلافت و جانشينى مولانا معترض بودهاند . ( 214 ) ص 115 ، س 1 ، توقات : به فتح اوّل ( مطابق ضبط ياقوت در معجم البلدان ج 1 ، ص 430 ) شهرى است در شمال شرقى قونيه نزديك به سيواس و ظاهرا به ضم اوّل و توقاد ( به دال در آخر كلمه ) نيز رواست . ( 215 ) ص 116 ، س 18 ، گرفت : اسم مصدر و مرخّم گرفتن است و در اينجا به معنى گرفت و گير و مؤاخذه به كار رفته و سنايى در بيت ذيل : دست كوته كن از گرفت حرام * بر سر آرزوى خود زن گام در معنى اخذ و گرفتن استعمال كرده است . اين بيت از مثنوى تحريمة القلم منسوب به سنايى است كه مجموعا يكصد و دو بيت و مشتمل بر لغزيست در وصف قلم و نسخه اصل كه در كتابخانههاى اسلامبول محفوظ است . در هشتم ماه شعبان 683 هجرى كتابت شده است و نسخهء عكسى آن در كتابخانهء ملّى ( طهران ) وجود دارد . ( 216 ) س 19 ، « نحن نحكم الخ » غزّالى در احياء علوم الدّين ، ج 4 ، ص 151 با مختصر اختلافى در عبارت جمله مذكوره را به حضرت رسول ( ص ) نسبت مىدهد و سبكى در طبقات الشافعيّة ج 4 ، ص 175 ، آن را جزو احاديثى كه در احياء العلوم ذكر شده ولى سند آن به دست نيامده است مىآورد و در شرح احياء العلوم نيز بدين مطلب تصريح شده است اتحاف السادة المتقين ، ج 9 ، ص 307 . ( 217 ) ص 118 ، س 1 ، « ز پردهها الخ » اين بيت اثر طبع مولاناست در غزلى كه بدين مطلع آغاز مىشود :